Tuesday, August 25, 2015

لواشک سرما خورده

عشق دل من دیروز سرما خورده. امروز مهد نرفت. خانه ماند پیش مادربزرگش. دلم برایش لک زده. این مدت که مهد می‌رود تندتند غذایم را میخورم و میروم یواشکی نگاهش میکنم. دیگر این کار برای چک کردن وضعیتش نیست. برای دل خودم است که برایش لک میزند. میروم و از پشت در یواشکی نگاهش میکنم. آرزویم این است که یک لحظه بروم تو. محکم بغلش کنم و فشارش دهم. حیف که این کار او را بیتاب میکند و دیگر برایش جدا شدن دوباره سخت خواهد بود. من میخواهم نیم وقت کار کنم. واقعا میخواهم. باید صبر کنم اوضاع استخدامم قطعی تر شود

No comments:

Post a Comment